تبليغاتX
 ...ما - 2 - تا....
...ما - 2 - تا....

بدون شرح ...
یادبود !!!

یادش بخیر ... یه زمانی همه با هم بودیم . شب تا صبح ... همه با هم بودیم ... تا صبح می گفتیمو می خندیدیم ... نمی دونستیم شب چطور صبح شده ... همه با هم خوب بودیم ... کسی با کسی مشکلی نداشت ... اما حالا

اما حالا ایرانیها شده قبرستون  چرا هیشکی اونجا رو دوست نداره ... همه دارن همدیگرو فراموش می کنن  

من ایرانیها می خواااااااام ... همش تقصیر این بلای فلان فلان شدس  ... از وقتی لج کرد گفت من پامو اینجا نمی زارم اینطوری شد  البته فراموش نشه که من و مریم هم به خاطر پاره ای از مشکلات نتونستیم بیایم ... بلا به خودت نگیریااااااا

الان هر کس رفته پی زندگی خودش  تا اونجا که من از بچه ها خبر دارم :

از کوچیک ترین عضو چت :

نازی  : همچنان در حال ادامه تحصیل و درس خوندن و خودکشی برای قبولی دانشگاه

دینا  : ادامه تحصیل و همچنان هک شدن و جویای حال و احوال بچه ها و هر از چند گاهی هم یه شعری میگه

مریم کوچولو  : شوور کرد  مریم شوور ذلیل پاشو بیا نت مردم از بس تنهایی آپ کردم  

خدیج ( آخییییی) : همچنان میاد نت ولی یه خورده مثبت تر شده فقط توی نت دنبال آهنگ برای موبایلشه

خودم : نمی گم  ( شما بگید )

سیما : خودش میگه داره درس می خونه ... ای پدر درس بسوزه که همه رو از هم دور کرده

مرسده جونم  : همچنان در حال غر زدن به وضعیت سیاسی ایران

ماری لیندا میترا : اطلاعات دقیقی در دست نیست !!!!! ( اگر کسی اطلاع داره بگه )

اسپایدر : در حال وبلاگ نویسی ... تازگیا فکر می کنم داره خودشو پیدا می کنه

بلا : مشغول خر خونی !!! همیشه هم تو فکر اینه شب چی بخوره

امین تیتیش : بعد از یه شکست عشقی سرش به سنگ خورده و تا حدودی سر سنگین شده  

مخسن ۲ : نمی دونم ... میره میاد !!! دقیقا از کاراش سر در نمیارم

سامان : مدت مدیدیست که آنلاین نشده ... خیلی عجیبه

دیگه کی مونده؟؟؟؟؟ هر کسی که نگفتم اطلاعی ازش ندارم ... تو خبر داری؟؟؟؟؟

 

? فرموده شده درسه شنبه بیست و ششم دی 1385 ساعت 15:23 توسط سحر - مریم | پیوند |